تئوری هزینه مبادله چیست؟
در تجزیه و تحلیلهای اقتصادی اخیر، تئوری هزینه مبادله اغلب برای توضیح استفاده از واسطه های مستقل در زنجیره ارزش توزیع استفاده شده است. این تئوری وجود شرکت ها به طور عمومی و سطح ادغام عمودی ( ادغام عمودی ترکیب دو فعالیت تجاری است که در دو سطح متفاوت از تولید قرار دارند. برای مثال یک شرکت تولیدکننده مواد غذایی و یک فروشگاه زنجیرهای) با هزینه های مبادله مختلف خاص را توضیح میدهد . از دیدگاه هزینه مبادله تأمین کنندگان در صورتی که هزینه مبادله اقدام یک کانال خرده فروشی مستقل کمتر از هزینه هماهنگی داخلی مبادلات باشد از واسطه ها استفاده میکنند . هزینه های مبادله عبارت است از هزینه های جستجو و اطلاعات، هزینه های چانه زنی ، هزینه های نظارت و هزینه های اجرایی دارایی اختصاصی، عدم قطعیت و تکرار مبادلات بر این هزینه ها تأثیر میگذارد . دارایی اختصاصی برای مثال به دانش خاصی که برای فروش یک محصول یا زیرساخت های تدارکاتی خاص یا تجهیزات خاصی که ممکن است موردنیاز باشد اشاره دارد . به عنوان مثال برای محصولات بسیار پیچیده هزینه انتقال دانش محصول خاص از تولید کننده به خرده فروشان مستقل ممکن است به قدری بالا باشد که یک راه حل یکپارچه عمودی ( فروش مستقیم) بهینه باشد . یک مورد عمومی تر از دارایی اختصاصی شهرت برند است که ممکن است تولید کننده برای خود کسب کرده باشد ولی واسطه ها از آن بهره مند گردند. در این مورد، نیز عمودی سازی ممکن است مفید باشد با این حال در بسیاری از موارد برای محصولات معمولی دارایی اختصاصی کم است و استفاده از واسطه های مستقل منجر به کاهش هزینه های مبادله می شود.
یک توضیح ساده برای مزیت بالقوه استفاده از واسطه ها (مانند خرده فروشیها) در یک کانال توزیع توسط اثر بالیگ- ریچارتز ارائه شده است. این اثر بر مبنای این واقعیت است که اضافه شدن یک واسطه درون کانال توزیع بین تأمین کنندگان و مصرف کنندگان کمک میکند تا تعداد تماس های لازم بین بازیگران مختلف در سیستم جایی که تماس ها بازدیدها پرداخت و غیره را شامل میشود کاهش دهد. اگر m تولید کننده مختلف به عنوان مثال یکی برای ،گوشت یکی برای نان یکی برای مواد شوینده و غیره به n خانواده مختلف بفروشند تعداد تماسهای لازم m * n خواهد بود با استفاده از تنها یک واسطه در این کانال تعداد تماس ها به m + n کاهش می یابد.

قوانین ارسال دیدگاه در سایت